السيد الطباطبائي

مقدمة 10

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

تسليم و تعبد است نه بر تحقيق و تفكر و هر گونه چون و چرائى در اين گونه مسائل از نظر اسلامى بدعت و حرام است اشاعره و حنابله كه خود را اهل الحديث مىنامند طرفدار اين نظريه‌اند ما در باره نظر ماديين مبنى بر انكار ماوراء طبيعت و همچنين در باره نظر شكاكان و لا ادريون كه از نظر علمى مسائل ماوراء طبيعت را مجهولاتى حل ناشدنى مىدانند در اين مقدمه بحثى نمىكنيم زيرا در خود كتاب چه در اين جلد و چه در مجلدات ديگر در اين باره به قدر كافى بحث شده است . نظر عرفا مبنى بر انكار ارزش راه عقل و برهان و استدلال نيست بلكه بر ترجيح راه دل و سير و سلوك و تصفيه و تزكيه بر اين راه است از نظر عرفا بحث عقلى گر درو مرجان بود آن دگر باشد كه بحث جان بود بحث جان اندر مقامى ديگر است باده جان را قوامى ديگر است معرفت استدلالى كه حكيم در جستجوى آن است از حدود تصورات و مفاهيم ذهنى و اقناع قوه عاقله تجاوز نمىكند و البته اين خود ارزشى بسزا دارد ولى معرفت افاضى كه عارف در جستجوى آن است چيزى از نوع رسيدن و چشيدن است در معرفت استدلالى عقل در درون ارضا مىشود و قانع مىگردد اما در معرفت افاضى سراسر وجود انسان به هيجان و شور و حركت در مىآيد و طى طريق مىكند و به خدا نزديك مىگردد اين نوع معرفت وجود آدمى را روشن مىكند نيرو و جرئت و محبت مىدهد خشوع و رقت و لطافت مىبخشد و تمام هستى او را دگرگون ميسازد . به نظر ما سخن از ترجيح آن راه بر اين راه بيهوده است هر يك از اين دور راه مكمل ديگرى است و بهر حال عارف منكر ارزش راه